امروز روز شهادت امام حسن عسکری  ( علیه السلام ) بود غروب امروز شروع امامت مولایمان حضرت مهدی موعود ( عج ) است آغاز غربتی چند هزار ساله ، غربتی که حداقل اگر از سوی ما مدعیان شعیه بودن درک می شد معنا پیدا نمی کرد، شاید تعجب کنید که چرا اینگونه می گویم اما جای هیچ تعجبی نیست ، کمی در زندگی روزمره ی خودمان بنگیریم خواهیم یافت که مقصر اصلی غربت مولایمان خودمانیم ، شعر به طاها به یاسین را حتما گوش کرده اید آنجا که خواننده با نوای حزن انگیری می خواند:

 

بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟                                  چه اندازه در ندبه ها زار یاری؟
به شانه کشیدی غم سینه اش را؟                                     و یا چون بقیه تو سربار یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی                                        برای سپاهش تو سردار یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟                                  چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست                                    اگر بی قراری بدان یار یاری

اگر بی قراری بدان یار یاری ، کجای زندگی بی قرارش بودیم ؟  کجای زندگی ترسیدیم عملمان ، حرفمان ، کردارمان ، منشمان ، باعث غم مولایمان می شود ؟ و بعد ، ترکش کردیم و به امید رضایت او از شیرینی خیلی از گناهان گذشتیم؟!!  فقط نیازه که یه حساب سر انگشتی از کارمان داشته باشیم .

 باور شیعه این است که هر هفته حساب اعمالشان دست امام عصر خواهد رسید ، آیا شده یکبار تنت بلرزد و قلبت یکباره نگران شود از رسیدن نامه اعمالت دست مولایت ؟ آیا شده روزی فکر کرده باشی که تو هم می توانی در وادی زمینه سازی ظهورش کاری بکنی؟ آیا شده از زندگیت در این راه ، گوشه ای هر چند کوچک را فدا کنی ؟ آیا شده با خودت فکر کنی برای اینکه در این دوران در راه امامت بمانی باید پیرو که باشی؟ آیا شده لحظه ای به الگوهای دو رو برت که به سربازی آقا درآمده اند و لبیک ایشان را با جانشان عدا کردند ، فکر کرده باشی؟

آره ، بهتر روان تر با شما حرف بزنم ، هنوز شده رفته باشی سر مزار شهیدی و از او خواسته باشی که برایت بگوید که چطور شد در آن دوران بدون دیدن امام عصرش جانش ، شیرین ترین و گوراترین چیز در این دنیا را به بهشتی که ندیده است فروخته ؟؟  

برایت می گویم ، شهید زمزمه خواهد کرد ، خونم فدای هدفی شد که زمینه ساز ظهور اماممان خواهد شد ، خونمان فدای رهبری شد که در راه مولایمان مهدی موعود (عج) قدم بر می داشت ، خونمان فدای دینی شده که در آن خون حسین (علیه السلام ) هر روز در حال جوشش است ، خونمان فدای زینبی شد که در کربلا قدش ناگهان خمیده شد ، خونمان فدای پهلوی مادری شد که پشت در و دیوار میان مسمار تیز در ، پاره پاره شد ، خونمان برای حفظ این انقلاب با رهبری ولایت فقیه تا ظهور منجی بشریت ریخته شد ، تو راوی ما باش برای آنانی که فکر می کنند که این مسیر راهی بود که بیهوده رفته ایم و می توانند این کشور را به گذشته ی نچندان دور بکشند ، تو راوی ما باش برای دوستانت ، راوی ما باش برای مسئولین کشور ، راوی ما باش برای تمامی جوانان این مرزو بوم ، به آنان بگو تلاششان را بیشتر کنند ...

ظهور نزدیک است اگر خدا خواهد.