یادش بخیر انتخابات دوره نهم شور و شعف جوانان مخلصی که برای مردی خاکی تلاش می کردند و تمام همت خود را گذاشتند تا مردی از جنس مردم ، مردی از تبار یاران خمینی(ره) ، مردی از وادی خون شهداء بر منسب بالاترین درجه اجرایی کشور بنشیند و چه حال و هوایی بود بعد از انتخاب شدنت و زمانی که دست آقایمان را بوسیدی ، چه شب آرامی بود و چه راحت چشمانمان را بستیم و در دل خشنود از اینکه مولایمان شاید از این به بعد کمتر زجر بکشد .....

-چه خوش خیال بودیم!!!-

یادم می آید زمانی که در شهرداری تهران بودی و با کارگران شهرداری ، در شبی از شب های تهران برنامه گذاشتی  و حسابی رسانه ای شدی ،  زمانی بود که اولین بار اسمت را شنیدم ، یادم می آید یکی از دوستان هم خوابگاهی أم به صراحت می گفت : این آقا قراره بیاد برای انتخابات ، داره برای خودش تبلیغ می کنه !!! باورمان نشده بود و اکثریت دوستان با او مخالفت کردند و باعث شدند تا سکوت کند ، اما بعد هشت سال هر روز آن جمله در گوشهایم تکرار می شود ، استفاده از جایگاه مسئولیتی برای تبلیغ .

ما از تبار مولا علی هستیم ما مدعی علوی بودنیم ، چرا نباید قدم هایمان ثابت بماند؟؟ چرا نباید درد مردم در دلمان غوغا کند؟؟ چرا نباید صیانت کنیم از جایگاه و سمتی که داریم؟؟ ؛ خیلی دوست داشتیم که دوباره برگردی به حال و هوای قبلیت ، دوباره برگردی به زمانی که پیرمردان و پیرزنان دیار ما می گفتند ، خدا خیرش بده ، خدا حفظش کند ، باید مواظبش باشند تا اونو مثل رجایی شهید نکنند ، یادم هست دوستان در اوایل دوره چهارساله اول می گفتند احمدی نژاد اگر شهید نشود حیف است حقش شهادت است ، اما چهار سال دوم چه بروزت آورد؟؟!! آدم مگر می شود ظرف چهار سال اینقدر متحول شود؟؟!! تمام ترسمان ، تمام نگرانیمان این است که نکند بازی خورده باشیم ، هشت سال فردی با تمام اعتقاداتمان بازی کرده باشد تا گروهش را به قدرت برساند ، شنیدی ماجرای دزدی که کیف پولی را می دزدد؟؟ اگر نشنیده اید خوب گوش کنید ، « دزدی کیف پول بنده خدایی را میزند و بعد مدتی دوباره تلاش می کند تا آن بنده خدا را پیدا کرده و کیف پولش را پس بدهد ، رفیقش از او می پرسد ، دیوانه شده ای؟؟ کلی نقشه کشیدی تا کیفش را بزنی چرا به او پس دادی؟؟ گفت : وقتی کیفش را باز کردم دیدم دعایی برای اینکه پول هایش دزدیده نشود در کیفش گذاشته بود ، من به خود ترسیدم چرا که من دزد پولهایش بودم نه دزد ایمانش ....... »

حکایتی بود شگفت !!!!

خداکند که ما دزد ایمان کسی نشویم........

بهتر است این حکایت را هم خوب گوش کنی « با دوستانت چنان رفتار کن که شاید روزی دشمنت شود و با دشمنت چنان برخورد کن که شاید روزی دوستت گردد.»

همه مسئولان بدانند مردم دیار من ، مردم ایران من ، انقدر تحلیلشان بالاست که کوچک ترین اتفاقات را خوب رصد می کنند ، می پندارید که ما هیچ نمی فهمیم از سیاست ، نه ، ما برای حفظ انقلابمان هر کاری خواهیم کرد آخرین حدش را (جانمان) در ابتدا در کف دستانمان خواهیم نهاد و حماسه ای خلق خواهیم کرد بی نظیر تا دشمنان خود را در حسرت نابودی انقلاب ، نیست و نابود کنیم. اللهی آمین

خدایا چنان کن سرانجام کار                 تو خشنود باشی و ما رستگار