موانع ایمان از منظر قرآن
موانع
ایمان

میتوان گفت که در قرآن، موانع ایمان به طور کلی، زیر سه عنوان عام و وسیع و در عین حال، مربوط به یکدیگر قرار میگیرند که به ترتیب عبارتاند از: ۱) هوای نفس، ۲) دنیا ۳) شیطان.

۱) هوای نفس
هوای نفس، دل آدمی را
میرباید و نمیگذارد فضایی در وجود او باقی بماند تا محلی برای ورود ایمان شود.
امّا هوای نفس چیست؟ پاسخ، این است که اگر از میلهای غریزی و کششهای کور که فقط
ارضای خود را میخواهد و بس، پیروی کردیم، بدون آن که فکر کنیم نتیجه بعدی آن چه
میشود و غرض ما صرفاً لذّات آنی باشد، این، هوای نفس است؛ و نقطه مقابلش این است
که هنگام ارضای غریزه، عقل به کار گرفته شود.
عقل چیست؟ یک نیروی
حسابگر است که میسنجد این کار مورد نظر، چه تأثیری نسبت به آینده و سرنوشت و آخرت
ما دارد. بنابراین برای آن که ما به آنچه میدانیم ایمان بیاوریم باید خویش را از
قید هوای نفس رها سازیم؛ یعنی، بر اساس بینش صحیح و آیندهنگری و مقایسه و سنجش و
گزینش راه بهتر، تصمیم بگیریم. امّا چگونه میتوان خود را از هوای نفس، رها ساخت.
راه مبارزه با هواهای نفس، این است که کششهای دیگری در مقابل آنها باشد و تقویت
شود و بر آنها پیروز گردد. و آن، چیزی جز محبت خداوند متعال نیست که باید در دل انسان
بیدار شود؛ امّا چگونه میتوان این میل و محبت خفته را بیدار کرد؟ در پاسخ
میگوییم: ادراک، عامل شوق است؛ چرا که آن میل نهفته، به وسیله درک و شعور، زنده و
برانگیخته میشود و بر ما لازم است که بدین وسیله به تقویت آن بپردازیم.
برای این که شوق به اطاعت
از خدا و ایمان و التزام عملی در ما بهوجود آید ناگزیریم درباره چیزی بیندیشیم که
با «شوق»، سنخیت و تناسب داشته باشد و بتواند در تحریک و برانگیختن آن مؤثر باشد.
در توضیح بیشتر این سخن میگوییم: ریشه همه فعالیتهای انسان، خوف و رجا (بیم و
امید) است. برای وادار شدن به کار و تلاش و حرکت باید فکری کنیم که ترس و امید را
در ما برانگیزد. فکر کنیم درباره این که: اگر ایمان بیاوریم چه میشود؟ چه ثمرات و
نتایجی دارد؟ و اگر نیاوریم چه؟ پس درباره هر کار اختیاریای (و از آن جمله: ایمان
آوردن) اگر درست بیندیشیم و درک کنیم که آن کار چه منافعی برای ما در بر دارد، شوق
دستیابی به آن در ما تحریک میشود؛ چنان که اگر دریافتیم که آثار تلخ و نتایج
زیانباری بر آن کار مترتّب میگردد، ترس از آن نتایج در ما برانگیخته میشود و ما
را بر آن میدارد تا از آن کار، دوری کنیم و دقیقاً سرّ وجود این همه وعد و وعید
در آیات قرآن همین نکته است.
۲) دنیا
مانع دومِ ایمان، دنیاست.
دنیا و هوای نفس، دو حقیقت کاملاً مربوط به هم هستند؛ یعنی، دنیا موضوع هوای نفس
است، پس دو عامل مستقل به شمار نمیروند، بلکه به خواستهها و تمایلات انسان که به
دنیا به عنوان یک مطلوب اصلی تعلق دارند به این لحاظ که خواهشی است در نفس انسان،
عنوان «هوای نفس» میدهیم؛ ولی به موضوع آن خواستههای نفسانیای که منهای آخرت
دنبال میشوند؛ میگوییم: «دنیام.
دنیایی مذموم است که
انسان را از آخرت باز میدارد: پس «هوای نفس» و «دنیا» به هم مربوطاند و دنیا
«موضوع» هوای نفس است.
۳) شیطان
مانع سومِ ایمان، شیطان
است. عمده کاری که شیطان میکند - که توجه به آن برای انسان ضروری است - وسوسه
است، و این کار را از طریق تزیین اعمال زشت، دادن وعدههای دروغ به انسان و بیمناک
ساختن انسان نسبت به آینده خویش، انجام میدهد.
بنابراین، شیطان نیز از
کانال هواهای نفسانی در انسان نفوذ میکند و کار و کوشش وی را تأیید میکند و یا
تغییر میدهد. کارهای زشت را در نظر انسان، تزیین و وی را به انجام دادن آنها
تشویق میکند و در مقابل نیز انسان را میترساند و از انجام دادن کارهای خیر، باز
میدارد و مسیرش را تغییر میدهد.
بنابراین، راه مقابله با
این دو مانع یا به عبارت صحیحتر، راه رفع این دو مانع نیز همان است که در مورد
هوای نفس گفتیم.
منبع : اخلاق در قرآن، محمدتقی مصباح ج۱، تحقیق و نگارش: محمدحسین اسکندری، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۷۶، ص۱۶۵ - ص۲۳۶ .
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 21:26 توسط مهدی م.ق
|
هزاران وادي غم را به يك نازت خريدارم