صحبت از این دو واژه در فرهنگ اسلامی ، ایرانی ما کار سختی نیست چرا که در مباحث دینی و مذهبی و حتی ملی ما جنگ طلبی برای رسیدن به اهداف ناخوشایند همچون زیادی خواهی ، سلطه طلبی ، استعمار کشور ها و... امری قبیح بوده و مقدسات دینی ما نیز آن را رد کرده اند گذری در فرهنگ های جوامع دیگر ، به خوبی این مطلب را می تواند اثبات کند که فرهنگ جهاد مختص به اسلام نبوده و قبیح بودن و یا مقدس بودن یک جنگ معیار الهی داشته و برای تمامی ملل یک نگاه را می توان مشاهده کرد.  و اما نوع دوم جنگ که از آن به دفاع مقدس نام می بریم جنگی است که در مقابل زیادی خواهی ها و اهداف شوم کشور یا کشورهای مهاجم برای حفظ آرمانها و ناموس یک کشور صورت می گیرد که این نوع مبارزه در تمامی ادیان و فرهنگ ها مقدس بوده و مجاهد این را مجاهد فی سبیل الله نام گرفته است و کشته شدن در این راه ، شهادت در مسیر آرمان های مقدسی است که هزاران سال برای برپاداشتنش خون پاکان زیادی ریخته شده است.

از نظر دين، هر فعل يا امري كه جنبه الهي و صبغه ربوبي داشته باشد، مقدس است. « صِبْغَةَ اللّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً ؛». بقره(2)، آية 138

قدسي بودن مبتني بر بهره مندي از صبغه و جنبه الهي در عقايد، اخلاق و افعال فردي و اجتماعي است و آن نيز در پرتو حسن و نيكويي فعل و فاعل به دست ميآيد. بنابراين هر چيزي كه صبغه ربوبي و جنبه الهي داشته و تحت نظارت و دستور خداوند متعال باشد، از امور مقدس محسوب مي‏شود. حتي افعالي كه انسان‏ها به مقتضاي طبيعت و نيازهاي طبيعي خود، انجام مي‏دهند و در راستاي دستورات خداوند متعال است، از امر قدسي شدن مستثنا نيست. ر.ك: آيت الله جوادي آملي، نسبت دين و دنيا، نشر اسراء، چاپ اول 1381، صص 100 ـ 89

امام صادق(ع) در اين باره مي‏فرمودند: « الكاد علي عياله كالمجاهد في سبيل الله »؛ «كسي كه براي تأمين خانواده خويش تلاش كند، اجر او مانند پاداش مجاهد در راه خداست». وسائل الشيعه، ج 17، ص 67

دقت در اين حديث و ساير احاديث مشابه آن، نشان مي‏دهد كه شرع با دخالت در امور دنيوي ـ حتي در امور ضروري بشر، همانند به دست آوردن مخارج زندگي ـ سبب مي‏شود بين امور دنيوي بشر و مفاهيم كاملا مقدس (همانند قرآن كريم، پيامبران و امامان و...) ارتباط برقرار و آنها نيز اموري قدسي و الهي شود. حتي ممكن است آن قدر ميزان تقدس و الهي بودن آنها بالا باشد، كه انسان به ياري آنها بتواند در معاد به بالاترين مدارج عالي بشريت و لقاي پروردگارش نايل آيد.
تشخيص امور مقدس، مي‏تواند هم از طريق دلايل نقلي و آيات و رواياتي باشد كه براي اعمال خاصي نظير نماز، روزه، حج و جهاد و... ارزش و جايگاه ويژه اي قائل شده اند و هم مي‏تواند از طريق دليل عقلي دين و حكم آن دربارة اعمالي صورت پذيرد كه مربوط به امور زندگي دنيوي و معيشتي جامعه است. در اين قبيل از اعمال و رفتار، هيچ فرقي (بين امور مهم و غير مهم وجود ندارد؛ به گونه اي كه از اعمال به ظاهر كم اهميت مانند خوردن، آشاميدن، تفريح، مسافرت و...) تا امور سرنوشت ساز اجتماعي (نظير تهيه امكانات اقتصادي ملت، ارايه خدمات و بهداشت و درمان، حفظ امنيت داخلي و خارجي، قانونگذاري و...) همه در صورتي كه در راستاي تعاليم و ارزش‏هاي الهي بوده و صبغه ديني به خود گيرد و براي تحصيل قرب و رضاي الهي باشد مي‏تواند اموري مقدس شوند؛ گرچه درجة قداست آنها متفاوت است. ر.ك: نسبت دين و دنيا، همان، صص 94 – 93

بالاخره اينكه با همه ارزش و اهميتي كه دين اسلام براي هدايت مردم و فهم درست و اقبال انسان‏ها به سوي خداوند متعال و تعاليم او قائل است، هيچ‏گاه تقدّس و ارزشي ماورايي دين و مقدسات ربوبي را بر ديدگاه ها، فهم‏ها و تلقي‏هاي آنان مبتني نمي‏كند؛ اين گونه نيست كه قداست امري، بستگي به نظر و رأي مردم داشته باشد و براساس نظرات موافق و مخالف و توهم و خيال پردازي‏هاي اشخاص، قداست آنان در تغيير باشد؛ بلكه امور مقدس داراي پشتوانه مستقل و ثابت ديني است.